طالع نحس
طالع ِ نحس، اسم ِ فیلمی بود که من اولین بار با یه آپارات دیدم
اون موقع، مثل خیلی از آدما اصلا توی شلوارم ... نترسیدم
اما وقتی آقای رئیس،جمهور به تی شرتم گیر داد، اونو پس دادم
مردم، من آدم ِ ترسویی نیستم اعتماد به نفسم واز دس دادم
عصر ِ پنچ شنبه، میدان ِ ولی عصر جدا که مامورا، خیلی تیز هستن
مانتو کوتاها رو خوب تشخیص می دن وظیقه شناسایی که هیز هستن
جغرافیای ایران، شکل ِ گربه س موش می دوونه تو خاورمیانه
ملوان ِ انگلیسی می گیره دو روزبعد، ول می کنه بی بهانه
آقای بلر، من مقیم ِ اینجام تهدید شم، می رم تو عالم ِ خلسه
پسته دوس دارین یا خاویار و فرش؟ هرچی باشه گربه از سگ می ترسه
سوالای زیادی تو ذهنم هست آیا واقعا چاه ِ زمزم داریم ؟!
برای ساختن ِ یه بمب ِ اتم چند هزار سانتریفیوژ لازم داریم ؟
اگه جنگ بشه اکثر ِ جوونا سال ِ پنجاه وهفت وهدف می گیرن
بعضیا، می زنن می رن یه گوشه تابعیت ِ مضاعف می گیرن
من که می رم پاریس، فواد م اونجاس۲ برنامه ی زندگی مو می دونم
ترانه می گم، داریوشم نخونه هر کسی بخونه زنده می مونم
مهم نیست خلیج ِ فارس مال ِ کیه تو تنگه ی هرمز کی پرچم داره؟
تهران مجوز ِ سالن نمی دن پرشین رپ، دبی کنسرت می ذاره
طرفدار ِ حزب الله و فلسطینیم از اون می گیریم و می بخشیم به این
از اونجایی که هولوکاس دروغه اسرائیل و محو می کنیم از زمین
قرار بود قفقاز، برگرده ایران عهد نامه ی ترکمن چای و باد برد
زمان ِ پیغمبرهم یه چیزی رو به نفع ِ اسلام دادن موریانه خورد
اگه خرافاتم هست این به اون در ما باید با تاریخ بی حساب بشیم
هر نسلی اومد، عشق و حال کرد ورفت ما باید جای همه کباب بشیم ...
۱- تجربه جدیدی در وزن عددی، بندهای این ترانه فقط درتعداد شمارش مصوتها که ۱۱ تایی ست با هم برابر هستند و وزن بخصوصی ندارند
۲- اشاره به دوست آهنگسازم فواد حجازی است که اقامت فرانسه را دارد
تقاص
تو رفتی و بدون ِ تو وزن ِ ترانه ام شکست
به لکنت ِ صدای من غزل نیامد، ننشست
تو رفتی و بدون ِ تو ثانیه رنگ ِ سال شد
گرفتن ِ تو در بغل چه فرض ِ بر محال شد
پلنگ ِ عشقباز ِ شب به ماه ِ نو نمی رسد
کوه به کوه و دست ِ من به دست ِ تو نمی رسد
کسی به آسمان شدن حکم ِ قفس نمی دهد
جرم، نکرده آدمی تقاص پس نمی دهد
دريغ هرگناه ِ تو به پاي ِ من حساب شد
دلی که عاشق ِ تو بود برسر ِ من خراب شد
تو رفتی و لبان ِ من مزه ی اشک می چشد
حلقه ی یاد گار ِ تو مرا به بند می کشد
به عکسها نگاه کن ببین، چه پیش آمده
دست ِ به روی شانه ام به قلب ِ من مشت زده ...!
قابل توجه دوستان :
وبلاگ ۳۶۰ با ترانه شک (آرژانتین به روز شد) روی آدرس زیر کلیک کنید
http://blog.360.yahoo.com/blog-j58ajxk8dKFBh_twgj4.oc.9xW97P_Kz;_ylt=Av3HClTkE3gQD0_lphYfmQzmAOJ3
اگر چه پرپر شده ام به پر شبیه نیستم
درد کشیده ام به درد ِ سر شبیه نیستم
دوباره از محیط ِ من مساحتی کسر شده
به هیچ شکل ِ هندسی دگر شبیه نیستم
آه که ارتباط قطع شد میان ِ نقطه ها
بدون ِ یک ضلع به هیچ اثر شبیه نیستم
صفحه ی روزنامه های شهر را ورق نزن
به تیتر ِ بزرگ ِ یک خبر شبیه نیستم
شعر ِ مرا لمس کن و به طول وعرض ِ من برس
یقین به حرفهای بی ثمر شبیه نیستم
بعد ِ وجود ِ من دگر زیر ِ شکنجه خرد شد
خمیر ِ بازی ام به بیشتر شبیه نیستم
شکل عوض می کنم از آدم و محو می شوم
گیاه و حیوان و ولی ... به خر شبیه نیستم
بیست سوالی ِ معمای عجیب ِ کشف ِ من
گوش بریده ام ولی به کر شبیه نیستم
کدام حادثه مرا تمام و ناتمام کرد
چهار چوب دارم و به در شبیه نیستم
کشیش، جن گیر، بگو آب مقدست چه شد ؟
دو روح دارم و به یک نفر شبیه نیستم !
برو ِ در اشکهای کورتاژ ِ مادرم ببین ...
جنس ِ پسر بودم و با پدر شبیه نیستم !
۱- عده ای می گویند اختیارات شاعری در خصوص وزن محدودیت دارد و نمی توان در یک غزل بیشتر از یکی دو مورد از اختیارات شاعری استفاده کرد چون ریتم را تحت الشعاع خود قرار می دهد به خصوص در غزل کلاسیک که وزن بر تن، تن ِ قوی استوار است ،خوانش این نوع غزل به صورت افاعیلی صورت می گیرد تا ریتم برجسته شود در بسیاری از موارد در غزل کلاسیک این ریتم و موسیقی ست که سبب جذب مخاطب و حتی حفظ کردن شعر در حافظه عوام می شود تا مفهوم، در حالی که در غزل مدرن از آنجایی بیشتر سعی بر سپید خوانی ست باتوجه به مضمون، فرم و شبکه واژه گانی اختیارت شاعری محدودیت ندارد و می تواند به کرات مورد استفاده قرار گیرد در واقع به اعتقاد من استفاده از اختیارات شاعری و قلب اوزان به یکدیگر تکنیکی ست برای اینکه برجتستگی ریتم تا حدودی از بین برود چون در غزل مدرن بیشترتکنیک مدنظراست در این غزل هم(جن گیر) تبدیل مفاعلن به مفتعلن و بالعکس در هر رکن به کرات صورت گرفته است !
۲- با این غزل بود که تقریبا ۷ سال پیش به طور جدی وارد فضای متفاوت نویسی شدم و بعد از این شعر بود که غزل و ترانه هایی مانند : فرضی ، بایادت (خرسای قطبی) شامی با براندو ، کازینو، دوجنسی دکتر، شک(آرژانتین) تمیکن و ... خلق شدند آن هم در شرایطی که خیلی از مدعیان ترانه (البته فقط بر روی مستطیل کاغذ)هنوز به تالیف و زبان نرسیده بودند چه برسد به سبک این یاداوری از این جهت صورت می گیرد که اخیرا شنیده ام یکی از دوستان هم ترانه گفته است افشین مقدم به خانه ترانه نمی آید چون دیگر اسیر بازار شده است و نمی تواند ترانه متفاوت کار کند باید به دوستانی که امر بر ایشان مشتبه شده است و خود را همه کاره ترانه ایران می دانند این پیام دوستانه را بدهم که بهترین اثر بر روی کاغذ تا زمانی که به اجرا در نیاید ترانه نیست و خالق آن اثر هم ترانه سرا نیست! از طرفی شناخت مارکت خود داستانی است که از قصه ترانه سرایی پیچیده تر است دریغ که دوستان هنوز اندر خم یک کوچه اند ...
ترانه ای که اجرایش را خیلی دوست دارم ...
یادگاری۱
کی مثه من می تونه تو رو واسه خودت بخواد
کی می تونه از بدیای توهم خوشش بیاد
کی می تونه ازتو، نه بشنوه عاشقت بشه
خاک ِ پا تو جای سرمه کی به چشماش می کشه
اون منم که حاضرم برای عشقت بمیرم
فقط از تو تار ِ موتو یادگاری بگیرم
کی با چترش زیر ِ بارون با غمت همسفره
کی مسیر ِ قدماتو سمت آفتاب می بره
وقتی باد روسری تواز رو سرت برمی داره
کی تا ابرا می ره اونو واسه تو پس می یاره
اون منم که حاضرم برای عشقت بمیرم
فقط از تو تار ِ موتو یادگاری بگیرم
کی به جز من توی شبهات ستاره رو می کنه ۲
گل و پشت ِ در می ذاره تن ِ تو بو می کنه
کی روی زمین ِ اما تو رو می بره به عرش۳
اگه تو گناه کنی، کی به خدا می گه ببخش
اون منم که حاضرم برای عشقت بمیرم
فقط از تو تار ِ موتو یادگاری بگیرم
خواننده : مانی رهنما
آهنگ و تنظیم : فرزین قره گزلو
ترانه سرا : افشین مقدم
۱- برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید پیشاپیش باید بگویم یادگاری ترانه ایست که نمونه هایی از آن به سبک و سیاقی دیگر قبلا سروده شده است اولین نمونه به اعتقاد من ترانه زیبای کی اشکاتو پاک می کنه ... و دومین نمونه بعد ازانقلاب آن را به نوعی دیگرعلیرضا عصاردر آلبوم عشق الهی با ترانه ای از شاهکار بینش پژوه اجرا کرده است( دیوونگی) کیه که آخر دیوونگیه واسه چشات ...که البته هیچ ربطی به نسخه اصلی آن ندارد همچنان که این ترانه (یادگاری) هم هیچ ربطی به دو نمونه پیش از خود ندارد شاید تنها وجه اشتراکشان هم آغازی با حرف کی ؟ باشد البته ترجیع بند ترانه دیوونگی با اون منم... شروع می شود همچنان که ترجیع بند این ترانه هم با اون منم آغاز می شود ولی در تصویر سازی به هیچ وجه این ترانه تحت تاثیر هیچ ترانه ای نیست البته شاید بتوان نمونه تینیج تر این سبک ترانه را درترانه (من اگه نباشم) سروده مریم حیدرزاده و آهنگسازی رامین زمانی با اجرای کامران وهومن هم به چشم دید
۲-این بند در اجرا حذف شده است
۳- عرش و ببخش از نظر آوایی در این بند هم قافیه شده اند
با تمام ِ وجود غمگینم ...
با تمام ِ وجود غمگینم مثل ِ وقتی که زن نمی سازه
مثل ِ وقتی که دوست می میره مثل ِ وقتی که تیم می بازه
با تمام ِ وجود غمگینم مثل ِ اوقات ِ تلخ ِ تنهایی
فکر کردن به سکس با رویا شرم ِ احساس ِ زود ارضایی
با تمام ِ وجود غمگینم لول ِ تریاک زیر ِ این تخته
دست و پاهامو با طناب نبند ترک ِ اعتیاد واقعا سخته
با تمام ِ وجود غمگینم مرگ جزئی از آرزوم شده
بهتره شعرمو شروع کنم باز سیگار ِ من تموم شده
با تمام ِ وجود غمگینم شادی ام مال ِ سالها قبله
چشم ِ بازایستاده می خوابم مثل اسبی که توی اسطبله ۱
با تمام ِ وجود غمگینم کشورم نفت به جهان می ده
شهرونداش مثل ِسربازن همه چی بوی پادگان می ده
با تمام ِ وجود غمگینم تشنه ام، مثل ِ فیل ِ بی خرطوم
رو سرابم دقیق شه چشمام عاج ِ من خورد می شه با باتون۲
با تمام ِ وجود غمگینم حق ِ آزادی انتزاعی شد
وای، هفتاد میلیون مثه من درد ِ شخصیم، اجتماعی شد
با تمام ِ وجود غمگینیم
با تمام ِ وجود غمگینیم ...!
۱-اسطبل به صورت اصطبل هم نوشته می شود
۲- باتون همان چوبدست نگهبان و پلیس است که البته به صورت غلط مصطلح در آمده و بین عوام باتوم تلفظ می شود
خواننده گفت :
من زیر فشارم دوستان می گویند نباید فلانی این ترانه را بگوید ...!
آهنگساز گفت :
تو ترجیح می دهی شعر بد از آدمهایی که می شناسی بخوانی یا شعر خوب از کسی که نمی شناسی؟
خواننده گفت :
من چرا باید از فلانی ترانه بخوانم وقتی که اصلا او را نمی شناسم
آهنگساز گفت:
تو باید ...
من گفتم:
به کسی باج نمی دهم!
همیشه اعتقاد داشتم کارخوب مافیا را تسلیم می کند اما اینبار نمی دانم!
بگذریم ...
شانه های باد
به شانه های سست ِ باد/ منم که تکیه داده ام ۱
به این دو چشم ِ بی گناه / عذاب ِ گریه داده ام
منم که از کوه ِ خودم/ همیشه کاه ساختم
برگ ِ برنده داشتم/ ولی همیشه باختم
قاب شدم میان ِ در/ تو روی جاده می دوی
منم که مانده ام به جای/ تویی که دور می شوی
منم که در فاصله ها / غرور را می شکنم
دوباره نامه می دهم / و از تو حرف می زنم
من از تمام ِ آسمان / به یک ستاره دلخوشم
تویی که طول می کشی / منم که وقت می کشم
پرنده ی صداقتم/ اسیر ِ صد فریب شد
دل ِ من از حق ِ خودش/ همیشه بی نصیب شد
کسی به گوش ِ من نخواند/ نگفت، راه و چاه چیست؟
کسی به من نشان نداد/ سفید ِ من سیاه نیست!
کسی که در آینه بود / به من نگفت، سنگ شد
نگفت،در زیر ِ غبار/ بین ِ که با که جنگ شد ؟!
پرده کنار رفت و باز/ میان ِ ما نفاق ماند
شکست ِ من به دست ِ من / همیشه در محاق ماند
منم که از کوه ِ خودم/ همیشه کاه ساختم
برگ ِ برنده داشتم / ولی همیشه باختم ... !
۱- تکیه و گریه از لحاظ آوایی قافیه هستند،اگرچه این ترانه کلاسیک است ولی چون به دید اجرا نوشته شده است اینگونه اختیارات را برای خود قائل شده ام .

